مجموعه مرور ادبیات — بخش اول از سه

از سؤال پژوهش تا ساخت راهبرد جست‌وجو

راهنمای تبدیل سؤال پژوهش به مفاهیم قابل جست‌وجو، ساخت خانواده واژگان فارسی و انگلیسی و طراحی عبارت جست‌وجو با AND و OR.

فرض کنید سؤال پژوهش خود را تا حد قابل‌قبولی مشخص کرده‌اید:

«چه رابطه‌ای میان حمایت ادراک‌شده از سوی استاد راهنما و فرسودگی تحصیلی دانشجویان دکتری وجود دارد؟»

حالا باید ببینید پژوهش‌های پیشین درباره این سؤال چه می‌گویند. شاید اولین کاری که به ذهن برسد این باشد که چند واژه مانند «حمایت استاد راهنما»، «فرسودگی تحصیلی» و «دانشجویان دکتری» را در Google Scholar وارد کنید. در چند ثانیه، ده‌ها یا حتی صدها نتیجه در برابر شما قرار می‌گیرد. بعضی عنوان‌ها مستقیماً مرتبط به نظر می‌رسند، بعضی فقط یکی از مفاهیم موردنظر شما را بررسی کرده‌اند، برخی قدیمی‌اند، بعضی بسیار جدید، و تعدادی نیز مقاله مروری، پایان‌نامه، گزارش یا مطالعه‌ای هستند که شاید در نگاه اول نتوانید درباره ارزش آنها تصمیم بگیرید.

در این مرحله، مسئله دیگر صرفاً «پیدا کردن چند مقاله» نیست. سؤال مهم‌تر این است که چگونه می‌توان از میان حجم بزرگی از منابع، پژوهش‌هایی را پیدا کرد که واقعاً برای فهم مسئله و پاسخ‌دادن به سؤال پژوهش ما اهمیت دارند؟ از کدام واژه‌ها باید برای جست‌وجو استفاده کنیم؟ آیا همان اصطلاحاتی که در سؤال پژوهش نوشته‌ایم کافی‌اند؟ در چه پایگاه‌هایی جست‌وجو کنیم؟ آیا Google Scholar به‌تنهایی کافی است؟ وقتی یک مقاله بسیار مرتبط پیدا کردیم، چگونه پژوهش‌های مرتبط قبل و بعد از آن را بیابیم؟ و در نهایت، از کجا بدانیم جست‌وجوی ما آن‌قدر مناسب بوده است که بتوانیم مرور ادبیات را بر پایه آن بنا کنیم؟

این پرسش‌ها اهمیت زیادی دارند، زیرا مرور ادبیات تنها مجموعه‌ای از خلاصه‌های مقالات قبلی نیست. مرور ادبیات به پژوهشگر کمک می‌کند بفهمد درباره موضوع موردنظر چه می‌دانیم، چه یافته‌هایی با یکدیگر همسو یا ناسازگارند، چه مفاهیم و نظریه‌هایی برای توضیح مسئله به کار رفته‌اند و چه جنبه‌هایی هنوز نیازمند بررسی بیشتر هستند. به همین دلیل، جست‌وجو، شناسایی و انتخاب منابع را می‌توان بخشی از یک فرایند گسترده‌تر دانست که با خواندن و تحلیل منابع ادامه پیدا می‌کند و در نهایت به سنتز و تفسیر شواهد منجر می‌شود (Chigbu et al., 2023).

بااین‌حال، یک نکته مهم وجود دارد: هر مرور ادبیاتی یک مرور نظام‌مند (Systematic Review) نیست. مرور ادبیات در یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد یا رساله دکتری ممکن است برای شناخت وضعیت دانش، ساختن چارچوب نظری یا مفهومی، روشن‌کردن شکاف پژوهشی و توجیه مطالعه انجام شود؛ در حالی که یک مرور نظام‌مند مستقل معمولاً از الزامات دقیق‌تری برای جست‌وجوی جامع، معیارهای ورود و خروج و مستندسازی روش برخوردار است. نوع و میزان نظام‌مندی جست‌وجو باید با هدف مرور و سؤال پژوهش هماهنگ باشد؛ یک راهبرد واحد برای همه انواع مرور مناسب نیست (Newman & Gough, 2020; Snyder, 2019).

در این مقاله، همین فرایند را با سؤال نمونه خود دنبال می‌کنیم. ابتدا سؤال را به مفاهیم قابل جست‌وجو تبدیل می‌کنیم؛ سپس برای هر مفهوم مجموعه‌ای از واژه‌ها و مترادف‌ها می‌سازیم، درباره اهمیت جست‌وجوی فارسی و انگلیسی صحبت می‌کنیم، و در نهایت یک search string قابل‌آزمایش می‌سازیم.


۱. پیش از جست‌وجو مشخص کنید دنبال چه نوع مرور ادبیاتی هستید

پیش از آنکه پایگاه علمی را باز کنیم و شروع به ساختن کلیدواژه‌ها کنیم، یک تصمیم مهم‌تر وجود دارد: این جست‌وجو قرار است چه کاری برای پژوهش ما انجام دهد؟

عبارت «مرور ادبیات» برای فعالیت‌های متفاوتی به کار می‌رود. گاهی پژوهشگر در فصل دوم پایان‌نامه یا رساله می‌خواهد دانش موجود درباره مسئله پژوهش را بشناسد، نظریه‌ها و یافته‌های مرتبط را کنار هم قرار دهد، نقاط اختلاف را تشخیص دهد و در نهایت ضرورت مطالعه خود را توضیح دهد. در موقعیتی دیگر، خودِ مرور ادبیات یک پژوهش مستقل است و پژوهشگر می‌خواهد با یک پروتکل مشخص، تقریباً همه مطالعات واجد شرایط درباره یک سؤال تعریف‌شده را پیدا، ارزیابی و ترکیب کند. این دو فعالیت ممکن است از ابزارهای مشابهی استفاده کنند، اما هدف و سطح نظام‌مندی آنها یکسان نیست.

مرور نظام‌مند (Systematic Review)، مرور نیمه‌نظام‌مند (Semi-Systematic Review) و مرور تلفیقی (Integrative Review) اهداف و روش‌های متفاوتی دارند؛ بنابراین نمی‌توان یک الگوی واحد جست‌وجو را برای همه آنها مناسب دانست (Snyder, 2019).

برای مثال، در یک مرور نظام‌مند که هدف آن پاسخ‌دادن به یک سؤال بسیار مشخص درباره اثر یک مداخله است، پژوهشگران معمولاً تلاش می‌کنند تا حد امکان همه مطالعات واجد شرایط را شناسایی کنند. در چنین شرایطی، راهبرد جست‌وجو باید از پیش به‌دقت طراحی، مستند و قابل بازتولید باشد و معیارهای ورود و خروج مطالعات نیز روشن باشند. اما اگر هدف پژوهشگر شناخت نحوه شکل‌گیری یک مفهوم، بررسی دیدگاه‌های نظری مختلف یا فهم یک حوزه پراکنده و میان‌رشته‌ای باشد، جست‌وجو ممکن است ماهیتی اکتشافی‌تر و تکرارشونده‌تر داشته باشد (Newman & Gough, 2020; Snyder, 2019).

این تمایز برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری اهمیت زیادی دارد. فصل مرور ادبیات یک پایان‌نامه الزاماً مرور نظام‌مند مستقل نیست و نباید بدون دلیل همه الزامات یک Systematic Review بر آن تحمیل شود. در عین حال، این موضوع به معنای آن نیست که جست‌وجوی منابع می‌تواند کاملاً اتفاقی باشد. حتی در یک مرور ادبیات پایان‌نامه، بهتر است پژوهشگر بتواند توضیح دهد چه چیزی را جست‌وجو کرده، در چه منابعی جست‌وجو کرده، بر چه اساسی بعضی منابع را مرتبط دانسته و چگونه از جست‌وجوی اولیه به مجموعه‌ای از منابع قابل‌استفاده رسیده است.

این تصمیم برای مثال ما چه معنایی دارد؟

به سؤال نمونه خود برگردیم:

«چه رابطه‌ای میان حمایت ادراک‌شده از سوی استاد راهنما و فرسودگی تحصیلی دانشجویان دکتری وجود دارد؟»

فرض کنیم این سؤال بخشی از یک پایان‌نامه یا رساله است و هدف ما انجام یک مرور نظام‌مند مستقل یا متاآنالیز نیست. در این صورت، جست‌وجوی ادبیات باید به ما کمک کند:

  • بفهمیم «حمایت استاد راهنما» چگونه تعریف و اندازه‌گیری شده است؛
  • ادبیات مربوط به «فرسودگی تحصیلی» را بشناسیم؛
  • مطالعاتی را پیدا کنیم که این دو حوزه را مستقیم یا غیرمستقیم به هم مرتبط کرده‌اند؛
  • نظریه‌ها یا مدل‌هایی را بیابیم که بتوانند رابطه احتمالی میان حمایت و فرسودگی را توضیح دهند؛
  • و شواهد مرتبط با دانشجویان دکتری و زمینه ایران را شناسایی کنیم.

بنابراین جست‌وجوی ما فقط برای یافتن مقاله‌ای نیست که دقیقاً همان جمله سؤال پژوهش را در عنوان خود داشته باشد. ممکن است یک مطالعه درباره «کیفیت رابطه استاد راهنما و دانشجوی دکتری» باشد و مطالعه‌ای دیگر درباره «منابع حمایتی و فرسودگی در تحصیلات تکمیلی». هر دو می‌توانند برای ساختن مرور ادبیات ما اهمیت داشته باشند.

در نتیجه، برای این مثال احتمالاً به یک جست‌وجوی ساختاریافته اما تکرارشونده نیاز داریم.


۲. سؤال پژوهش را به مفاهیم قابل جست‌وجو تبدیل کنید

وقتی سؤال پژوهش روشن شد، وسوسه‌برانگیز است که همان جمله را عیناً در Google Scholar یا یک پایگاه علمی وارد کنیم. اما یکی از نخستین مهارت‌های جست‌وجوی ادبیات این است که سؤال پژوهش را به چند مفهوم اصلی قابل جست‌وجو (Search Concepts) تجزیه کنیم.

در راهبرد پیشنهادی برای جست‌وجوی علمی نیز پس از روشن‌کردن سؤال، پژوهشگر باید مشخص کند چه نوع مطالعاتی می‌توانند به آن پاسخ دهند و سپس مفاهیم کلیدی سؤال را تشخیص دهد. نکته مهم این است که اجزای سؤال پژوهش و اجزای عبارت جست‌وجو الزاماً یکسان نیستند؛ واردکردن هر جزء اضافی می‌تواند جست‌وجو را محدودتر کند و احتمال از دست‌رفتن منابع مرتبط را افزایش دهد (Bramer et al., 2018).

به سؤال نمونه برگردیم:

«چه رابطه‌ای میان حمایت ادراک‌شده از سوی استاد راهنما و فرسودگی تحصیلی دانشجویان دکتری وجود دارد؟»

در نگاه اول می‌توان چهار جزء در این سؤال تشخیص داد:

جدول 1 — ۲. سؤال پژوهش را به مفاهیم قابل جست‌وجو تبدیل کنید
جزء سؤال مفهوم احتمالی برای جست‌وجو
حمایت ادراک‌شده از سوی استاد راهنما حمایت استاد راهنما / رابطه راهنمایی
فرسودگی تحصیلی فرسودگی
دانشجویان دکتری جمعیت مورد مطالعه
رابطه میان متغیرها ارتباط / همبستگی / پیش‌بینی

اما قرار نیست لزوماً هر چهار مورد را به عبارت جست‌وجو تبدیل کنیم.

مفهوم اول: حمایت استاد راهنما

اگر فقط عبارت «حمایت استاد راهنما» را جست‌وجو کنیم، احتمال دارد تعداد زیادی از مطالعات مرتبط را از دست بدهیم. پژوهشگران ممکن است پدیده‌ای مشابه را با اصطلاحاتی مانند حمایت استاد راهنما، کیفیت رابطه استاد و دانشجو، حمایت در فرایند راهنمایی، راهنمایی پژوهشی، mentoring یا کیفیت supervision توصیف کرده باشند.

در این مرحله کافی است تشخیص دهیم که مفهوم اصلی اول، رابطه یا حمایت مرتبط با استاد راهنماست و بعد باید زبان‌های مختلفی را که پژوهشگران برای بیان این مفهوم به کار برده‌اند پیدا کنیم.

مفهوم دوم: فرسودگی تحصیلی

دومین مفهوم اصلی «فرسودگی تحصیلی» است. برخی مطالعات ممکن است از academic burnout استفاده کنند، برخی student burnout و برخی دیگر صرفاً burnout را در زمینه تحصیلات تکمیلی بررسی کنند.

ممکن است در مرحله اکتشافی با مفاهیمی مانند emotional exhaustion، stress یا psychological distress نیز مواجه شویم. این مفاهیم الزاماً مترادف فرسودگی نیستند و نباید بدون بررسی علمی یکی فرض شوند، اما ممکن است در کشف ادبیات مرتبط و فهم مرزهای سازه کمک‌کننده باشند.

مفهوم سوم: دانشجویان دکتری

«دانشجویان دکتری» جمعیت مورد مطالعه ماست. در بسیاری از جست‌وجوها، واردکردن جمعیت می‌تواند نتایج نامرتبط را کاهش دهد. اما آیا باید از همان ابتدا «دانشجویان دکتری» را به‌عنوان یک شرط اجباری وارد کنیم؟

نه لزوماً.

ممکن است یک مطالعه مهم درباره دانشجویان تحصیلات تکمیلی باشد و به‌جای doctoral students از graduate students، postgraduate students، PhD students یا doctoral candidates استفاده کرده باشد. به همین دلیل باید تصمیم بگیریم کدام مفهوم باید حتماً در عبارت جست‌وجو حضور داشته باشد و کدام مفهوم را می‌توان بعداً هنگام غربال نتایج بررسی کرد (Bramer et al., 2018).

آیا باید «رابطه» را هم جست‌وجو کنیم؟

سؤال ما درباره رابطه میان حمایت استاد راهنما و فرسودگی است. بنابراین شاید بخواهیم واژه‌هایی مانند relationship، association یا correlation را نیز وارد جست‌وجو کنیم.

اما این کار می‌تواند غیرضروری یا حتی محدودکننده باشد.

فرض کنید مقاله‌ای با عنوان زیر منتشر شده باشد:

Supervisor Support as a Predictor of Burnout Among Doctoral Students

این مطالعه مستقیماً برای سؤال ما مرتبط است، اما شاید از واژه relationship یا correlation استفاده نکرده باشد. مقاله دیگری ممکن است از effect، predictor، antecedent یا link استفاده کرده باشد. اگر جست‌وجوی ما الزام کند که حتماً یکی از واژه‌های «رابطه» نیز وجود داشته باشد، ممکن است چنین منابعی را از دست بدهیم.

از چهار جزء سؤال به دو یا سه مفهوم اصلی

با این استدلال، سؤال نمونه را می‌توان در مرحله نخست به این صورت ساده کرد:

مفهوم ۱: حمایت یا رابطه با استاد راهنما
مفهوم ۲: فرسودگی
مفهوم ۳: دانشجویان دکتری یا تحصیلات تکمیلی

و حتی ممکن است جست‌وجوی اولیه را فقط با دو مفهوم اول آغاز کنیم:

حمایت استاد راهنما + فرسودگی

سپس نتایج را بررسی کنیم. اگر تعداد زیادی مطالعه مربوط به محیط کار یا گروه‌های نامرتبط دریافت کردیم، مفهوم سوم را اضافه می‌کنیم.

یک آزمون ساده برای تشخیص مفاهیم جست‌وجو این است:

اگر یک مقاله بسیار مرتبط با پژوهش من باشد اما این مفهوم را صریحاً در عنوان، چکیده یا کلیدواژه‌هایش ذکر نکرده باشد، آیا هنوز می‌خواهم آن مقاله را پیدا کنم؟

اگر پاسخ «بله» باشد، احتمالاً نباید آن مفهوم را در مرحله نخست به‌صورت یک شرط اجباری به جست‌وجو اضافه کنیم.


۳. برای هر مفهوم یک «خانواده واژگان» بسازید

اکنون سه مفهوم اصلی داریم، اما هنوز نمی‌توانیم این سه عبارت را مستقیماً به‌عنوان راهبرد نهایی جست‌وجو به کار ببریم. دلیل ساده است: پژوهشگران مختلف ممکن است درباره یک مفهوم مشابه با واژه‌های متفاوت بنویسند.

اگر فقط عبارت supervisor support را جست‌وجو کنیم، ممکن است مقاله‌ای را که درباره doctoral supervision یا supervisory relationship نوشته شده است نبینیم. اگر فقط doctoral students را جست‌وجو کنیم، مطالعاتی که از PhD students یا doctoral candidates استفاده کرده‌اند ممکن است از جست‌وجوی ما خارج شوند. بنابراین برای هر مفهوم اصلی باید به‌جای یک واژه، یک خانواده واژگان (Search-Term Family) بسازیم.

در جست‌وجوهای علمی جامع نیز همین اصل به کار می‌رود: برای هر مفهوم باید هم واژه‌های آزاد موجود در عنوان و چکیده و هم، در صورت وجود، اصطلاحات نمایه‌ای یا واژگان کنترل‌شده پایگاه بررسی شوند. علاوه بر مترادف‌ها، تفاوت‌های املایی، اختصارها و شکل‌های مختلف یک اصطلاح نیز ممکن است بر بازیابی منابع اثر بگذارند (Bramer et al., 2018).

از ترجمه واژه شروع نکنید؛ از مفهوم شروع کنید

یکی از خطاهای رایج این است که یک اصطلاح فارسی را انتخاب کنیم، ترجمه انگلیسی آن را پیدا کنیم و همان یک ترجمه را جست‌وجو کنیم.

برای مثال:

حمایت استاد راهنما → Supervisor Support

این ترجمه ممکن است درست باشد، اما هنوز به این معنا نیست که همه پژوهش‌های مرتبط دقیقاً از همین عبارت استفاده کرده‌اند.

ممکن است در بخشی از ادبیات مفهوم موردنظر ما با اصطلاحاتی مانند این بیان شده باشد:

supervisor support
supervisory support
doctoral supervision
research supervision
supervisory relationship
supervisor–student relationship

بعضی از این عبارت‌ها به یکدیگر بسیار نزدیک‌اند، اما الزاماً مترادف کامل نیستند. هدف ساخت خانواده واژگان این نیست که مجموعه‌ای از کلمات ظاهراً مشابه پیدا کنیم؛ بلکه باید بفهمیم ادبیات علمی، مفهوم موردنظر ما را با چه زبان‌هایی صورت‌بندی کرده است.

خانواده واژگان سؤال نمونه ما

جدول 2 — خانواده واژگان سؤال نمونه ما
مفهوم اصطلاحات فارسی اولیه اصطلاحات انگلیسی اولیه
حمایت و رابطه با استاد راهنما حمایت استاد راهنما، حمایت در فرایند راهنمایی، رابطه استاد راهنما و دانشجو، کیفیت راهنمایی supervisor support, supervisory support, doctoral supervision, research supervision, supervisory relationship, supervisor-student relationship
فرسودگی فرسودگی تحصیلی، فرسودگی دانشجویی academic burnout, student burnout, burnout
دانشجویان دکتری دانشجوی دکتری، دانشجویان دکتری، دانشجوی تحصیلات تکمیلی doctoral student, doctoral students, PhD student, PhD students, doctoral candidate, postgraduate student, graduate student

این جدول عمداً کمی گسترده است. در ادامه جست‌وجو ممکن است بعضی اصطلاحات حذف شوند و اصطلاحات دقیق‌تری جای آنها را بگیرند.

همه واژه‌های مرتبط، مترادف نیستند

فرض کنید هنگام مطالعه با اصطلاح‌های زیر روبه‌رو شویم:

academic burnout
emotional exhaustion
academic stress
psychological distress

همه این مفاهیم ممکن است با وضعیت روان‌شناختی دانشجوی دکتری مرتبط باشند، اما مترادف یکدیگر نیستند. اگر بدون بررسی مفهومی همه آنها را در یک خانواده قرار دهیم، احتمالاً تعداد زیادی مطالعه پیدا می‌کنیم که در واقع سازه موردنظر ما را اندازه‌گیری نکرده‌اند.

بنابراین بهتر است میان اصطلاحات جایگزین همان مفهوم و مفاهیم مرتبط ولی متمایز تفاوت بگذاریم.

اصطلاحات مناسب را از کجا پیدا کنیم؟

خانواده واژگان را لازم نیست از ابتدا حدس بزنیم. خود ادبیات بهترین منبع برای یادگرفتن زبان یک حوزه است.

یک راه عملی این است که با چند اصطلاح اولیه جست‌وجوی آزمایشی انجام دهیم و پنج تا ده مقاله بسیار مرتبط را باز کنیم. سپس عنوان، چکیده، کلیدواژه‌ها، اصطلاحات نمایه‌ای و واژگانی را که در بخش مقدمه برای توصیف سازه استفاده شده‌اند بررسی کنیم.

اگر چند مقاله مرتبط اصطلاحی را تکرار کرده باشند که در فهرست اولیه ما وجود ندارد، آن اصطلاح نامزد خوبی برای اضافه‌شدن به خانواده واژگان است (Bramer et al., 2018).

از واژگان کنترل‌شده پایگاه هم استفاده کنید

بعضی پایگاه‌های علمی منابع را با مجموعه‌ای از اصطلاحات استاندارد طبقه‌بندی می‌کنند که به آنها واژگان کنترل‌شده (Controlled Vocabulary)، Subject Headings یا Thesaurus Terms گفته می‌شود.

فایده این سیستم آن است که ممکن است چند عبارت متفاوت در مقالات به یک مفهوم استاندارد نمایه شوند. بااین‌حال، استفاده از اصطلاح نمایه‌ای به معنای کنارگذاشتن جست‌وجوی متن آزاد نیست. برای یک جست‌وجوی حساس، ترکیب اصطلاحات نمایه‌ای و واژه‌های موجود در عنوان و چکیده می‌تواند پوشش بهتری ایجاد کند (Bramer et al., 2018).

خانواده واژگان ثابت نیست

ممکن است سؤال را با اصطلاح «حمایت استاد راهنما» آغاز کنیم، اما پس از مطالعه چند مقاله متوجه شویم یک بدنه مهم از ادبیات از اصطلاح supervisory relationship استفاده می‌کند. مقاله دیگری ما را با doctoral supervision آشنا کند.

در این حالت، یادگرفتن اصطلاحات جدید نشانه اشتباه‌بودن جست‌وجوی اولیه نیست؛ بخشی از فرایند اکتشافی مرور ادبیات است.


۴. چرا جست‌وجوی منابع انگلیسی برای پژوهشگر ایرانی اهمیت دارد؟

ممکن است این سؤال پیش بیاید که اگر پایان‌نامه یا رساله به زبان فارسی نوشته می‌شود و موضوع پژوهش نیز درباره دانشجویان ایرانی است، چرا باید بخش قابل‌توجهی از جست‌وجو به زبان انگلیسی انجام شود؟

پاسخ کوتاه این است که زبان نگارش پژوهش و زبان جست‌وجوی ادبیات الزاماً یکسان نیستند. زبان جست‌وجو تعیین می‌کند پژوهشگر به کدام بخش از دانش موجود دسترسی پیدا می‌کند. اگر جست‌وجوی خود را فقط به منابع فارسی محدود کنیم، ممکن است بخش بزرگی از نظریه‌ها، مطالعات تجربی، ابزارهای سنجش و بحث‌های روش‌شناختی بین‌المللی را نبینیم. از سوی دیگر، اگر فقط منابع انگلیسی را جست‌وجو کنیم، ممکن است پژوهش‌هایی را از دست بدهیم که مسئله را در زمینه اجتماعی، فرهنگی و دانشگاهی ایران بررسی کرده‌اند.

بنابراین برای بسیاری از پژوهش‌های علوم انسانی و اجتماعی در ایران، انتخاب مناسب میان «فارسی یا انگلیسی» نیست؛ بلکه طراحی یک جست‌وجوی دوزبانه است.

انگلیسی چه سهمی از ارتباطات علمی جهان دارد؟

در یک مطالعه گسترده بر بیش از 87.5 میلیون مقاله و مقاله کنفرانسی و حدود 1.48 میلیارد پیوند استنادی در بازه 1990 تا 2023، علوم انسانی و اجتماعی در مقایسه با علوم طبیعی، مهندسی و علوم سلامت چندزبانه‌تر بودند؛ بااین‌حال، حتی در علوم انسانی و اجتماعی حدود 89.91٪ آثار موجود در مجموعه داده مورد بررسی به زبان انگلیسی منتشر شده بودند (Pradier et al., 2026).

در همان مطالعه، 98.89٪ تمام منابع استنادشده به اسناد انگلیسی‌زبان اشاره داشتند. این رقم باید با احتیاط تفسیر شود، زیرا پایگاه‌های بزرگ هنوز آثار غیرانگلیسی را کمتر پوشش می‌دهند؛ بااین‌حال، نتیجه کلی روشن است: بخش بسیار بزرگی از گفت‌وگوی علمی بین‌المللی از طریق ادبیات انگلیسی انجام می‌شود (Pradier et al., 2026).

این موضوع به معنای آن نیست که دانش علمی فقط به زبان انگلیسی تولید می‌شود. اتفاقاً علوم انسانی و اجتماعی از نظر زبانی متنوع‌تر از بسیاری از حوزه‌های دیگر هستند و زبان‌های ملی در موضوعات مرتبط با جامعه، فرهنگ، سیاست و زمینه‌های محلی نقش مهمی دارند.

پس دو واقعیت را باید هم‌زمان در نظر گرفت:

انگلیسی زبان غالب ارتباط علمی بین‌المللی است، اما دانش مرتبط با مسائل محلی فقط در ادبیات انگلیسی وجود ندارد.

وضعیت ایران

مطالعه‌ای درباره اکوسیستم مجلات علمی ایران، 3250 مجله فعال را شناسایی کرده است: 2282 مجله فارسی، 946 مجله انگلیسی و 22 مجله عربی. مجلات فارسی در علوم اجتماعی و علوم انسانی تمرکز بالایی دارند، در حالی که مجلات انگلیسی ایران بیشتر در پزشکی، علوم طبیعی و مهندسی متمرکزند (Jamali et al., 2026).

جدول 3 — وضعیت ایران
حوزه علمی مجلات فعال فارسی مجلات فعال انگلیسی
علوم طبیعی 132 167
مهندسی و فناوری 232 138
پزشکی و علوم سلامت 208 407
علوم کشاورزی 219 56
علوم اجتماعی 945 92
علوم انسانی 522 82

نکته مهم این است که این جدول زبان انتشار مجلات ایرانی را نشان می‌دهد، نه زبان یا منشأ منابعی را که مقالات فارسی به آنها استناد می‌کنند. برای دانستن اینکه مقالات فارسی در روان‌شناسی، مدیریت یا آموزش تا چه اندازه به منابع انگلیسی متکی‌اند، به یک تحلیل استنادی جداگانه نیاز داریم.

چیزی که در Scopus یا Web of Science می‌بینیم تمام ادبیات نیست

در مطالعه‌ای درباره پوشش زبانی OpenAlex، بیش از 96٪ مقالات نمایه‌شده در Web of Science برای دوره 2000 تا 2020 انگلیسی بودند. همین سهم در داده اولیه OpenAlex حدود 75٪ بود و پس از بررسی خطاهای تشخیص زبان، پژوهشگران سهم واقعی انگلیسی در OpenAlex را حدود 68٪ برآورد کردند (Céspedes et al., 2025).

در مطالعه‌ای دیگر درباره علوم انسانی و اجتماعی در هفت کشور اروپایی، Web of Science تنها 25.0٪ و Scopus حدود 30.7٪ کل مقالات را پوشش می‌دادند؛ برای مقالات منتشرشده به زبان‌های محلی، پوشش به‌ترتیب فقط 3.4٪ و 8.0٪ بود (Kulczycki et al., 2020).

در ایران نیز از مجلات انگلیسی‌زبان ایرانی 30.4٪ در Scopus نمایه شده‌اند، اما این رقم برای مجلات فارسی فقط 1.8٪ است. در Web of Science Core نیز هیچ‌یک از مجلات فارسی مورد بررسی حضور نداشتند (Jamali et al., 2026).

بنابراین دو خطای متقارن ممکن است رخ دهد:

فقط پایگاه‌های فارسی → از دست دادن بخش بزرگی از گفت‌وگوی علمی بین‌المللی

فقط Scopus یا Web of Science → از دست دادن بخش بزرگی از پژوهش‌های فارسی و محلی

برای سؤال نمونه ما چه معنایی دارد؟

اگر سؤال را فقط به فارسی جست‌وجو کنیم، احتمالاً می‌توانیم مطالعاتی درباره فرسودگی تحصیلی دانشجویان ایرانی، تجربه دانشجویان تحصیلات تکمیلی، رابطه با استاد راهنما و ابزارهای فارسی اندازه‌گیری پیدا کنیم.

اما ممکن است بخش بزرگی از دانش مربوط به خود سازه‌ها در این جست‌وجو ظاهر نشود. ادبیات بین‌المللی ممکن است از عبارت‌هایی مانند:

supervisor support
doctoral supervision
supervisory relationship
doctoral student burnout
academic burnout
doctoral well-being

استفاده کرده باشد.

در مقابل، مطالعه‌ای درباره doctoral supervision در یک دانشگاه اروپایی الزاماً نمی‌تواند به ما بگوید رابطه استاد راهنما و دانشجو در ساختار دانشگاهی ایران چگونه تجربه می‌شود.

پس منابع فارسی و انگلیسی رقیب یکدیگر نیستند؛ دو نوع شواهد مکمل فراهم می‌کنند.

قاعده ساده این است:

برای شناخت دانش جهانی، انگلیسی را جست‌وجو کنید؛ برای شناخت زمینه ایران، فارسی را فراموش نکنید؛ و برای ساختن یک مرور ادبیات قوی، شواهد هر دو را بر اساس ارتباط و کیفیت آنها با سؤال پژوهش ترکیب کنید.


۵. عبارت جست‌وجو را بسازید: OR داخل مفهوم، AND میان مفاهیم

اکنون باید خانواده‌های واژگان را به شکلی ترکیب کنیم که پایگاه علمی بتواند منظور ما را تا حد امکان درست تفسیر کند.

اینجاست که عملگرهای بولی (Boolean Operators) وارد کار می‌شوند. سه عملگر شناخته‌شده AND، OR و NOT هستند، اما برای ساختن جست‌وجوی اولیه ما دو مورد اول اهمیت بیشتری دارند.

قاعده اصلی:

OR برای واژه‌هایی است که راه‌های مختلف بیان یک مفهوم‌اند.

AND برای اتصال مفاهیم متفاوت سؤال پژوهش است.

ابتدا هر مفهوم را به یک بلوک تبدیل کنید

بلوک اول:

"supervisor support"
OR "supervisory support"
OR "doctoral supervision"
OR "research supervision"
OR "supervisory relationship"
OR "supervisor-student relationship"

بلوک دوم:

"academic burnout"
OR "student burnout"
OR burnout

بلوک سوم:

"doctoral student"
OR "doctoral students"
OR "PhD student"
OR "PhD students"
OR "doctoral candidate"
OR "doctoral candidates"
OR "postgraduate student"
OR "graduate student"

OR جست‌وجو را گسترش می‌دهد

("supervisor support" OR "supervisory support" OR "doctoral supervision" OR "supervisory relationship")

به پایگاه می‌گوید اگر هرکدام از این عبارت‌ها وجود داشت، نتیجه می‌تواند برای ما قابل بررسی باشد. بنابراین OR معمولاً جست‌وجو را گسترده‌تر می‌کند و recall را افزایش می‌دهد.

AND مفاهیم مختلف را به هم متصل می‌کند

(
  "supervisor support"
  OR "supervisory support"
  OR "doctoral supervision"
  OR "research supervision"
  OR "supervisory relationship"
)
AND
(
  "academic burnout"
  OR "student burnout"
  OR burnout
)

یک راه ساده برای به‌خاطرسپردن آن:

OR = راه‌های مختلف گفتن یک چیز

AND = چیزهای متفاوتی که باید هم‌زمان درباره آنها صحبت شود

آیا بلوک دانشجویان دکتری را هم اضافه کنیم؟

عبارت کامل می‌تواند چنین باشد:

(
  "supervisor support"
  OR "supervisory support"
  OR "doctoral supervision"
  OR "research supervision"
  OR "supervisory relationship"
)
AND
(
  "academic burnout"
  OR "student burnout"
  OR burnout
)
AND
(
  "doctoral student"
  OR "doctoral students"
  OR "PhD student"
  OR "PhD students"
  OR "doctoral candidate"
  OR "postgraduate student"
  OR "graduate student"
)

این عبارت منطقی است؛ اما هر مفهوم اضافی می‌تواند بخشی از منابع مرتبط را حذف کند. بنابراین بهتر است ابتدا دو بلوک اصلی را جست‌وجو کنیم و فقط اگر نتایج بیش از حد گسترده بودند، بلوک جمعیت را اضافه کنیم.

جست‌وجوی خوب معمولاً در اولین تلاش ساخته نمی‌شود

فرض کنیم جست‌وجوی اول این باشد:

("supervisor support" OR "doctoral supervision" OR "supervisory relationship")
AND
("academic burnout" OR burnout)

بعد از مشاهده نتایج ممکن است متوجه شویم برخی واژه‌ها باید اضافه یا حذف شوند. search string یک فرمول ثابت نیست؛ نسخه اول آن یک فرضیه درباره زبان ادبیات است و نتایج جست‌وجو نشان می‌دهند این فرضیه چقدر درست بوده است.

علامت نقل‌قول، truncation و NOT

علامت نقل‌قول برای عبارت‌هایی مانند "academic burnout" و "doctoral supervision" معمولاً مفید است، اما رفتار آن در همه سامانه‌ها یکسان نیست.

در بعضی پایگاه‌ها می‌توان از truncation یا wildcard استفاده کرد، اما قواعد آن متفاوت است و استفاده بیش از حد می‌تواند نتایج نامرتبط زیادی تولید کند (Bramer et al., 2018).

در مورد NOT نیز بهتر است محافظه‌کار باشیم، زیرا ممکن است ناخواسته مقاله مرتبطی را حذف کند.

همان منطق را برای جست‌وجوی فارسی هم به کار ببرید

(
  "حمایت استاد راهنما"
  OR "حمایت استاد"
  OR "رابطه استاد راهنما و دانشجو"
  OR "رابطه استاد و دانشجو"
  OR "راهنمایی پژوهشی"
)
AND
(
  "فرسودگی تحصیلی"
  OR "فرسودگی دانشجویی"
  OR "فرسودگی"
)

اما باید منطق جست‌وجو را از دستور فنی هر پایگاه جدا کنیم، چون همه سامانه‌ها Boolean operators و quotation marks را یکسان اجرا نمی‌کنند (Gusenbauer & Haddaway, 2020).


جمع‌بندی بخش اول

در بخش اول، سؤال پژوهش را از یک جمله طبیعی به یک ساختار قابل‌جست‌وجو تبدیل کردیم:

سؤال پژوهش → مفاهیم اصلی → خانواده واژگان فارسی و انگلیسی → بلوک‌های جست‌وجو → search string اولیه

در بخش دوم، این راهبرد را وارد مرحله عملی‌تر می‌کنیم: انتخاب پایگاه‌ها، استفاده درست از Google Scholar، جست‌وجوی استنادی، غربال منابع و تصمیم درباره زمان پایان جست‌وجو.

منابع

Bramer, W. M., de Jonge, G. B., Rethlefsen, M. L., Mast, F., & Kleijnen, J. (2018). A systematic approach to searching: An efficient and complete method to develop literature searches. Journal of the Medical Library Association, 106(4), 531–541. https://doi.org/10.5195/jmla.2018.283

Céspedes, L., Kozlowski, D., Pradier, C., Sainte-Marie, M. H., Shokida, N. S., Benz, P., Poitras, C., Ninkov, A. B., Ebrahimy, S., Ayeni, P., Filali, S., Li, B., & Larivière, V. (2025). Evaluating the linguistic coverage of OpenAlex: An assessment of metadata accuracy and completeness. Journal of the Association for Information Science and Technology, 76(6), 884–895. https://doi.org/10.1002/asi.24979

Chigbu, U. E., Atiku, S. O., & Du Plessis, C. C. (2023). The science of literature reviews: Searching, identifying, selecting, and synthesising. Publications, 11(1), Article 2. https://doi.org/10.3390/publications11010002

Gusenbauer, M., & Haddaway, N. R. (2020). Which academic search systems are suitable for systematic reviews or meta-analyses? Evaluating retrieval qualities of Google Scholar, PubMed, and 26 other resources. Research Synthesis Methods, 11(2), 181–217. https://doi.org/10.1002/jrsm.1378

Jamali, H. R., Nabavi, M., Oroji, M., & Emrani, E. (2026). Multilingual scholarly journal publishing in Iran. Learned Publishing, 39(1), e2043. https://doi.org/10.1002/leap.2043

Kulczycki, E., Guns, R., Pölönen, J., Engels, T. C. E., Rozkosz, E. A., Zuccala, A. A., Bruun, K., Eskola, O., Istenič Starčič, A., Petr, M., & Sivertsen, G. (2020). Multilingual publishing in the social sciences and humanities: A seven-country European study. Journal of the Association for Information Science and Technology, 71(11), 1371–1385. https://doi.org/10.1002/asi.24336

Newman, M., & Gough, D. (2020). Systematic reviews in educational research: Methodology, perspectives and application. In O. Zawacki-Richter, M. Kerres, S. Bedenlier, M. Bond, & K. Buntins (Eds.), Systematic reviews in educational research: Methodology, perspectives and application (pp. 3–22). Springer VS. https://doi.org/10.1007/978-3-658-27602-7_1

Pradier, C., Céspedes, L., & Larivière, V. (2026). How multilingual is scholarly communication? Mapping the global distribution of languages in publications and citations. Journal of the Association for Information Science and Technology, 77(5), 699–713. https://doi.org/10.1002/asi.70055

Snyder, H. (2019). Literature review as a research methodology: An overview and guidelines. Journal of Business Research, 104, 333–339. https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2019.07.039